آیا ۶۰ روز برای حل بحران دیرینه ایران و آمریکا کافی است؟

جهان 05:19 PM - 2026-07-01
پرچم ایران و آمریکا BBC

پرچم ایران و آمریکا

مذاکرات ۶۰ روزه ایران و آمریکا؛ آرامش تاکتیکی یا راهی به سوی توافق پایدار؟

پس از جنگ ۴۰ روزه میان ایران و جبهه آمریکا-اسرائیل، یک پرسش جدی مطرح شده است: آیا ۶۰ روز برای پایان دادن به دهه‌ها تنش و تحریم‌های اقتصادی کافی است؟ پس از یک دوره طولانی بن‌بست، پرونده روابط واشنگتن و تهران بار دیگر به صدر توجهات بین‌المللی بازگشته است. تفاهم جدید و تعیین این ضرب‌الاجل محدود، برخی را به کاهش تنش‌ها امیدوار کرده و برخی دیگر را به این باور رسانده که این اقدام تنها یک مانور موقت است.

امضاها و اراده سیاسی

پروفسور د. محمد احسان، دبیرکل سازمان همبستگی ملت‌های آفریقا-آسیا، این یادداشت تفاهم (MOU) را یکی از مهم‌ترین تحولات دیپلماتیک سال‌های اخیر خاورمیانه می‌داند. او معتقد است پس از ماه‌ها درگیری نظامی و خطر بروز یک جنگ فراگیر، دو کشور مسیر گفتگو را انتخاب کردند. حامیان توافق آن را گامی برای بازگشت آرامش می‌دانند، در حالی که منتقدان نگرانند این تفاهم بدون حل دغدغه‌های امنیتی، قدرت اقتصادی و سیاسی ایران را تقویت کند. با این حال، این تفاهم نباید یک پیروزی تاریخی یا شکست استراتژیک تلقی شود؛ بلکه تلاشی عمل‌گرایانه برای مدیریت بحران است که موفقیت آن به اراده سیاسی طرفین در اجرای تعهدات بستگی دارد.

کاهش خشونت و چالش اجرای توافق

محمد احسان می‌افزاید یکی از دستاوردهای فوری این تفاهم، کاهش خشونت در منطقه و ثبات بازار جهانی انرژی و قیمت نفت است. با این حال، پرسش اصلی این است که آیا این توافق ریشه مشکلات را حل می‌کند یا صرفاً آن را به تعویق می‌اندازد؟ در آمریکا همچنان بی‌اعتمادی عمیقی نسبت به پایبندی تهران وجود دارد؛ دغدغه‌ای فراتر از رقابت‌های حزبی. موافقان، دیپلماسی را مانع جنگ می‌دانند و مخالفان آن را امتیازدهی بدون تضمین می‌شمارند. در واقع، موفقیت این دیپلماسی در گرو ایجاد مکانیسم‌های نظارتی شفاف و تنبیهات مشخص برای عدم پایبندی است.

بی‌اعتمادی عمیق و اهداف میان‌مدت

د. فاروق عبدالمولود، دانشیار دانشکده علوم سیاسی دانشگاه سلیمانی، بر این باور است که هدف اصلی این مرحله، بیشتر مدیریت بحران و جلوگیری از جنگی چندجبهه‌ای است تا دستیابی به یک توافق جامع و همیشگی. این تفاهم ۶۰ روزه، یک آتش‌بس تاکتیکی است که در آن طرفین تلاش می‌کنند از خطوط قرمز یکدیگر عبور نکنند. موضوعاتی چون غنی‌سازی اورانیوم، تحریم‌ها و نبود تضمین‌های اجرایی، موانع اصلی این مسیر هستند. واشنگتن از کارت تحریم‌های اقتصادی، انزوای دیپلماسی و تهدید نظامی استفاده می‌کند و در مقابل، ایران شتاب‌بخشی به برنامه هسته‌ای، فشار از طریق متحدان منطقه‌ای و تهدید امنیت انرژی در تنگه هرمز را به عنوان ابزار بازدارندگی به کار می‌گیرد.

نقش بازیگران ثالث

عبدالمولود درباره نقش کشورهای دیگر می‌گوید: چین و روسیه به دلیل منافع جیواستراتژیک خود، تمایلی به سقوط قدرت ایران و برهم خوردن موازنه قوا ندارند و به طور غیرمستقیم از تهران حمایت می‌کنند. در مقابل، اسرائیل و برخی کشورهای حوزه خلیج فارس مخالف هرگونه توافقی هستند که منافع امنیتی آن‌ها را نادیده بگیرد؛ به‌ویژه اسرائیل که آماده اقدام نظامی یک‌جانبه علیه برنامه هسته‌ای ایران است. در این میان، میانجی‌گرانی چون پاکستان، قطر و عمان نقش حیاتی در انتقال پیام‌های غیرمستقیم و جلوگیری از فروپاشی مذاکرات ایفا می‌کنند.

ارزیابی نهایی کارزار ۶۰ روزه

بینر کردی، کارشناس ارشد امور بین‌الملل، معتقد است این تفاهم نباید یک دستاورد تاریخی یا صرفاً یک تاکتیک موقت قلمداد شود، بلکه چارچوبی دیپلماسی در اوج بحران است. به باور او، ۶۰ روز آینده بیشتر یک دوره ارزیابی و چانه‌زنی خواهد بود. در این میان، موضوع غنی‌سازی، سطح نظارت‌های بین‌المللی و میزان لغو تحریم‌ها، از چالش‌های فنی و اصلی به شمار می‌روند؛ چرا که آمریکا کاهش تحریم‌ها را مشروط به محدودیت‌های هسته‌ای قابل راستی‌آزمایی می‌کند و در مقابل، ایران نیز هرگونه انعطاف هسته‌ای را به رفع واقعی تحریم‌ها و احترام به منافع امنیتی‌اش گره می‌زند. در نهایت، تلاش طرفین برای قدرتمند نشان دادن موضع خود در داخل کشور، روند مذاکرات دوحه را بسیار پیچیده خواهد کرد.

PUKMEDIA كوردستانی نوێ-هیوا كازم

بیشتر ببینید

پربیننده‌ترین‌ها

خبر را در گوشی خود دنبال کنید؛

اپلیکیشن

Logo کاربرد

app app Logo
اخبار در جیب شما