پرواز یک اسطوره ملی و مبارز دیرین آزادی
دیدگاه 05:07 PM - 2026-08-30
در این کاروان طولانیِ مبارزه برای دموکراسی، هویت و حقوقطلبی کُردی
در شمال [کردستان] که فراز و فرودهای زیادی را به خود دیده است، نام یک رهبرِ
راستین، مبارزی صادق و مقاومی استوار در زندانهای آمد (دیاربکر) در دوران حکومت
کودتای نظامی سال ۱۹۸۰، با
درخششی پرمعنا یاد میشود؛ یعنی کاک «مهدی زانا» که عصر امروز در قطار طولانی و
طاقتفرسای مبارزه پیاده شد و در سن ۸۶ سالگی سالگی
چشم از جهان فروبست.
استاد مهدی زانا در روزگارِ گشایش کوتاه دموکراتیک و مدنی در ترکیه در
اواخر دهه هفتاد قرن گذشته، شهردار منتخب و بزرگ شهر آمد بود؛ دورهای که فرصتی
فراهم شد تا یک کُرد کرمانج از طریق انتخابات به سمت شهرداری برسد. طولی نکشید که
تقابل میان چپ و راست و جنگهای خیابانی در شمال و ترکیه، بهانهای به دست ژنرالهای
کودتاچی داد تا در ۱۲ سپتامبر ۱۹۸۰ برای
سومین بار قدرت را در کشور به دست گیرند و با برقراری حکومت نظامی و شرایط فوقالعاده،
زندانها را از فعالان سیاسیِ چپ، راست، کُرد، اسلامی و ملیگرا انباشته کنند.
رئیسجمهور، نخستوزیر، رهبران احزاب، شهرداران و هرچه «آقا» و صاحبمنصب بود همگی
دستگیر و محکوم شدند. استاد مهدی زانا نیز یکی از آنها بود که محکوم شد و روزهای
تلخ، سخت و جانکاهی را پشت سر گذاشت.
به تعبیر قانعِ شاعر، حبس و زندان بهطور کلی مدرسهای برای مبارزان و
آزاداندیشان است، اما زندان دیاربکر نه تنها برای زندانیان، بلکه برای خانوادهها
و بستگان مبارزان نیز ظاهراً همینگونه بود و درس استقامت، یادگیری و سیاست بهشمار
میرفت. بانو «لیلا زانا»، همسر و شریک زندگی استاد مهدی، روایت میکند که او بهعنوان
زنی جوان در سختیِ رفتوآمدهای زندان، چشمانتظاریها و فشارهای افسران و ژاندارمهای
ترک، هنگامی که برای ملاقات همسر زندانیاش میرفت، درس پایداری، هوشیاری و شناختِ
آنچه بر سر ملتاش آمده بود را آموخت و درسهای واقعی و عملی مبارزه را فراگرفت.
به همین دلیل، هنگامی که حکومت ژنرالها به پایان رسید و قانون اساسی،
دموکراسی و نسبتاً حکومت مدنی بازگشت، نوبت به مبارزات او رسید. لیلا زانا طعمِ
دموکراسیِ تازه جوانهزده را چشید که
هنور طعمِ تلخ و گسِ آن باقی مانده بود. او که نماینده منتخب پارلمان بود و به
تازگی با بازگشت استاد و همسرش مهدی زانا طعم وصال را چشیده بود، دیری نپایید که
به خاطر سوگند به برادریِ کُرد و ترک که
صرفاً از منظر هویت کُردی ادا شده بود روانه زندان شد. لیلا به زندانیِ باسابقه و دهسالهای
تبدیل شد، تنها به این دلیل که با ادبیات دموکراسی و صلح، خواستار حقوق ملت خود
بود.
این کاروان علاوه بر جنگ، شهادت و درگیریهای خونین، با مهمان تلخ
دیگری به نام زندان نیز دستوپنجه نرم کرد. همانطور که استاد مهدی زانا به من
گفت: «خونهای فراوانی ریخته شد، داغ مادران طاقتفرسا بود و روزگار سختی را پشت
سر گذاشتیم؛ اما اکنون کاملاً طبیعی است که تلاش و رنج بیشتری تحمل کنیم تا حقوقمان
به بار بنشیند».
این داستان هنوز ادامه دارد و در همان لنگرگاهی متوقف است که روند صلح
و رفتوآمدهای میان آنکارا، دیاربکر، ایمرالی و قندیل به پارلمان رسیده و طرحی
امضاشده به زبان ترکی وجود دارد که گویا ترجمه کرمانجی آن نیز در همان مسیر در
جریان است.
در همین اوضاعواحوال است که استاد مهدی زانا تا همین امروز عصر، ناظر
آخرین ایستگاه مبارزه روی زمین بود و از اینجا به بعد، دنیای فانی را به سوی دنیای جاودان ترک کرد.
زانا سهم خود، بلکه بخش بزرگی از این مبارزه، دغدغهها و آرمانها را
برای کسب حقوق، هویت و دموکراسی ادا کرد و اکنون وظایف آینده را به ایستگاههای
بعدی و مبارزانی که در راهند، سپرد.
روانش شاد و یادش گرامی باد.
PUKMEDIA
اخبار بیشتر
-
نخستوزیر عراق: برای پرداخت حقوقها سه گزینه پیشرو داشتیم
10:31 PM - 2026-10-08 -
بهای نفت برنت از کانال ۱۰۱ دلار عبور کرد
02:56 PM - 2026-10-08 -
آغاز دومین روز از جشن جما و تعطیلات رسمی ایزدیها در اقلیم کردستان
10:50 PM - 2026-10-07 -
بانک مرکزی عراق نرخ جدید دلار را اعلام کرد
03:38 PM - 2026-10-07
پربینندهترینها
-
نخستوزیر عراق: برای پرداخت حقوقها سه گزینه پیشرو داشتیم
عراق 10:31 PM - 2026-10-08

.jpg)

کاربرد

